شهمردان بن أبى الخير رازى

98

روضة المنجمين ( فارسى )

در برجى بوذ و بنحسى پيوندذ و از نحسى برگشته بوذ تا شعاع بر او افكنذ از تربيع يا مقارنه . بر آنچ حصار بنيكى بوذ بخلاف اين باشذ لكن بيشتر در نحوست به كار دارند و چون بر دوازدهم آفتاب بوذ انباز خوانند . دستورى و مزاعمت : آن بوذ كه ستاره [ اندر ] خانه خويش ( 84 ) يا در شرف يا در وتدى باشذ و ستاره [ ى ] به او پيوندذ از خانه خويش يا از شرف چون زهره اندر ميزان و طالع بوذ و زحل اندر جدى با مرّيخ ، شعاع هردو نپذيرذ « 1 » از مزاعمه بمزاج [ و وتد ] يا « 2 » به مشترى پيوندذ از قوس . و اگر ستارهء اندر طالع بوذ يا وسط سما اندر مولود نهارى روزى و در مولود ليلى شبى او را مزاعمت بوذ . قبول و شعاع استعلا : بطلميوس گويذ : هر آن ستاره [ ى ] كه اندر عاشر ستاره [ ى ] بوذ بر او مستعلى باشذ و آنك در چهارم بوذ زير آن گذرد كه در دهم باشذ و واليس گويذ : چون دو ستاره اندر برجى باشند بنگرذ « 3 » تا عرض كذام را بيشتر است آن را كه بيشتر بوذ مستعلى است خاصّه كه مستعلى شمالى بوذ صاعد ، و دوم جنوبى بوذ هابط ، پس اگر هردو جنوبى باشند آن را كه عرض كمتر است مستعلى بوذ و بزرجمهر بيرون از هردو گويذ : كه هر كوكبى كه از نظر ايمن كوكبى نگرذ از ايسر او مستعلى باشذ . انطوا « 4 » : آنست كه يك برج اندر دو قسمت افتذ چنانك اندر نوردد « 5 » ؟ پس طلب دليل و ابتزاز [ و انبازى ] از هردو خانه بنگرى چنانك اگر عاشر با تاسع افتذ دليل از هردو بجوى و اگر با يازدهم افتذ ، رجوع با دهم بكنى « 6 » و يازدهم بوسط سما دارى . سعادت و قوت ستارگان : اولا سعادت چون مناظر سعدان بوذ ، 2 . ميان دو سعد اندر حصار بوذ صميمى ، 3 . بر مناظره شمس يا قمر بوذ از تثليث يا تسديس ، 4 . چون سريع سير بوذ زايد در « 7 » نور و عدد ، 5 . در جايگاهى بوذ كه او را اندر آن حظى باشذ ، 6 . اندر درجات نيّر .

--> ( 1 ) . نسخهء قاهره : « بپذيرد » ( 2 ) . نسخهء توبينگن : « تا » ( 3 ) . ظاهرا « بنگرد » نسخهء تهرانى و ملك « بنكر » نسخهء توبينگن خوانده نمىشود . نسخهء قاهره : « بنكرد » ( 4 ) . نسخهء اساس : انطبوا ( 5 ) . نسخهء تهرانى و قاهره : « نوردذ » ، نسخهء توبينگن : « نوزدذ » ، نسخهء ملك : « ثوردد » ( 6 ) . ساير نسخه‌ها : « نكنى » ( 7 ) . نسخهء تهرانى : « اندر »